پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۲

بگرفت صیت حسن تو از قاف تا بقاف

تا او فتاد پرتو رویت بنون و کاف

آئینه جمال تو دیدیم هرچه بود

عارف کسی بود که بدین دارد اعتراف

یارست هرچه هست درین دار غیر نیست

برحق چرا تو نسبت باطل کنی گزاف

عشاق او بمذهب عشقند متفق

در دین عشق کفر بود گر کنی خلاف

بر فقر و نیستی است تولای عاشقان

زاهد ز کبر و هستی خود این همه ملاف

عنقای وحدتم همه جا قاف قرب ماست

مجموع کاینات مرا گشته کوه قاف

آئینه دل تو چو صافست اسیریا

دارد همیشه میل ازین روبروی صاف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۴وقت کوچ آمد نفیرالطریقست الطریق
  2. شمارهٔ ۳۰۵ز جام عشق سرمستم زهی ذوق
  3. شمارهٔ ۳۰۶ببحر هست مطلق تا شدم غرق
  4. شمارهٔ ۳۰۷عاشقان را دین و مذهب شد وفاق
  5. شمارهٔ ۳۰۸خواهی که شود کشف برت سراناالحق
  6. شمارهٔ ۳۰۹شاه و گدا یکسان بود بر درگه سلطان عشق
  7. شمارهٔ ۳۱۰بر جانان فشان جان را اگر هستی دلا عاشق
  8. شمارهٔ ۳۱۱اگر بسعی تو فضل خدای گشت رفیق
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.