پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۱

گر بگرد کعبه کوی تو باشد یک طواف

آن یکی بهتر ز صد حج پیاده بی گزاف

در هوای حور و جنت زاهد از دیدار ماند

با چنین جهلی ز دانش میزند بیهوده لاف

ذوق عشقت در نمی یابد مذاق زاهدان

در میان عاشق و زاهد ازین شد اختلاف

مرد حق بین را نباشد احتیاجی با دلیل

از دلیل روز مستغنی است بینا بی خلاف

نیست عالم جز نمودهست مطلق در شهود

یک اشارت اهل کشف و ذوق را باشد کفاف

عارف ذات و صفات حق شوی بی قیل و قال

گر به او صاف کمال او بیابی اتصاف

چون اسیری غرق بحر وحدت آمد زاهدا

موج را گر عین دریا گفت می‌دارش معاف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۳زان غمزه ناوکی بمن آید ز هر طرف
  2. شمارهٔ ۳۰۴وقت کوچ آمد نفیرالطریقست الطریق
  3. شمارهٔ ۳۰۵ز جام عشق سرمستم زهی ذوق
  4. شمارهٔ ۳۰۶ببحر هست مطلق تا شدم غرق
  5. شمارهٔ ۳۰۷عاشقان را دین و مذهب شد وفاق
  6. شمارهٔ ۳۰۸خواهی که شود کشف برت سراناالحق
  7. شمارهٔ ۳۰۹شاه و گدا یکسان بود بر درگه سلطان عشق
  8. شمارهٔ ۳۱۰بر جانان فشان جان را اگر هستی دلا عاشق
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.