پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۰

دارم ز درد عشق تو بر دل هزار داغ

مجروح عشق را ز دو عالم بود فراغ

عارف چو راه یافت بخلوتگه شهود

شد پیش او جهان همه گلزار و باغ وراغ

با آن قد چو طوبی و رخسار چون بهشت

دارم فراغت از گل و سرو و ز کشت و باغ

مستم مدام و نیست ز هشیاریم خبر

بازم بعشوه چشم تو میگیردم ایاغ

در راه جست و جوی بدم تا که یافتم

از ترک مست خویش ز هر ذره سراغ

بشنو نوای بلبل جان از گل وصال

از گلشن دلت چو برون شد کلاغ و زاغ

با زاهدان مگوی اسیری ز سر عشق

شکر مناسب است بطوطی نه با کلاغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۲بگرفت صیت حسن تو از قاف تا بقاف
  2. شمارهٔ ۳۰۳زان غمزه ناوکی بمن آید ز هر طرف
  3. شمارهٔ ۳۰۴وقت کوچ آمد نفیرالطریقست الطریق
  4. شمارهٔ ۳۰۵ز جام عشق سرمستم زهی ذوق
  5. شمارهٔ ۳۰۶ببحر هست مطلق تا شدم غرق
  6. شمارهٔ ۳۰۷عاشقان را دین و مذهب شد وفاق
  7. شمارهٔ ۳۰۸خواهی که شود کشف برت سراناالحق
  8. شمارهٔ ۳۰۹شاه و گدا یکسان بود بر درگه سلطان عشق
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.