پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۶

راه عاشق نیست ای زاهد غلط

رهبر او بس بود عشق فقط

عین لطف است هرچه بر ما می رود

گر نماید پیش تو عین سخط

هست هستی محض خیر و شر عدم

این سخن عین صوابست نه غلط

گر بود ز افراط و تفریطت کنار

یافتی بی شک دلا حد وسط

هرچه بینی نیک دان در ذات خود

بد نه بیند هرکه بیند زین نمط

راست باشد نقطه لیکن دایره

کج نماید چون بهم آمد نقط

هان اسیری در بحر طبع تو

هست بی مانند نشماری سقط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۸هرکه عاشق شد بباید گفت جان را الوداع
  2. شمارهٔ ۲۹۹چون گشت مه روی تو طالع ز مطالع
  3. شمارهٔ ۳۰۰دارم ز درد عشق تو بر دل هزار داغ
  4. شمارهٔ ۳۰۱گر بگرد کعبه کوی تو باشد یک طواف
  5. شمارهٔ ۳۰۲بگرفت صیت حسن تو از قاف تا بقاف
  6. شمارهٔ ۳۰۳زان غمزه ناوکی بمن آید ز هر طرف
  7. شمارهٔ ۳۰۴وقت کوچ آمد نفیرالطریقست الطریق
  8. شمارهٔ ۳۰۵ز جام عشق سرمستم زهی ذوق
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.