پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۸

ای مسلمانان پشیمانم من از کردار خویش

تا چرا دور اوفتادم از دیار و یار خویش

من ندانستم که درد هجر تو زینسان بود

ورنه هرگز کی جدا گشتی من از دلدار خویش

تا چرا زنده بماندم در غم هجران او

هر نفس زین حسرت و غم می کنم انکار خویش

دل بجان آمد ز دست هجر او ورنه کجا

فاش میکردم به پیش هر کسی اسرار خویش

ای اسیری گر بمیری در غم هجران یار

زنده جاوید گرداند بیک دیدار خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۰تا شد سپر بلایش دل درویش
  2. شمارهٔ ۲۹۱جفا بگذر و یار با وفا باش
  3. شمارهٔ ۲۹۲ای دل به کوی نیستی چون خاک پست و خوار باش
  4. شمارهٔ ۲۹۳از غم عشق تو ما را نیست یکساعت خلاص
  5. شمارهٔ ۲۹۴شرح درد عشق دارد طول و عرض
  6. شمارهٔ ۲۹۵از بردن بار جفا باشد وفا ما را غرض
  7. شمارهٔ ۲۹۶راه عاشق نیست ای زاهد غلط
  8. شمارهٔ ۲۹۷برقص آمد جهان ز آهنگ حافظ
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.