پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۵

اگر چه عاشقیم ورند و قلاش

بنام زهد گشتم در جهان فاش

ز قید ننگ و ناموسیم آزاد

ز جام عشق سرمستیم و اوباش

سخن از عقل و هشیاری و تقوی

مگو با عاشقان مست و قلاش

اگر خواهی جمال یار بینی

ز لوح دل نقوش غیر بتراش

ز دیدار تو محروم است زاهد

که شد بی بهره از خورشید خفاش

چو دیگ بی نمک مخروش واعظ

دل دانا به خار جهل مخراش

اسیری دین و دنیا چون حجابست

بکوی عشق خوش بی این و آن باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۷دلدار برگرفت نقاب از جمال خویش
  2. شمارهٔ ۲۸۸ای مسلمانان پشیمانم من از کردار خویش
  3. شمارهٔ ۲۸۹دلا در عاشقی مردانه می باش
  4. شمارهٔ ۲۹۰تا شد سپر بلایش دل درویش
  5. شمارهٔ ۲۹۱جفا بگذر و یار با وفا باش
  6. شمارهٔ ۲۹۲ای دل به کوی نیستی چون خاک پست و خوار باش
  7. شمارهٔ ۲۹۳از غم عشق تو ما را نیست یکساعت خلاص
  8. شمارهٔ ۲۹۴شرح درد عشق دارد طول و عرض
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.