پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۹

ای نموده شاهد حسن تو رو درهر لباس

ماه و خور از مهر رویت نور کرده اقتباس

ما براه عشق ترک دین و دنیا گفته ایم

تا بنای عاشقی را گشت مستحکم اساس

مهر رخسار ترا در پرده هر ذره دید

صاحب عرفان که باشد در حقیقت حق شناس

هر زمان نوعی نماید شاهد حسنت جمال

زانکه دارد حسن رویت جلوه های بی قیاس

دیده از ادراک کنه حسن رویت قاصراست

زانکه در تاب جمالت می شود خیره حواس

عاشق و مستم ازآن روزی که دربزم الست

باده عشق ترا نوشیده ام بی جام و کاس

گر رود سردر سر عشقش اسیری گو برو

در طریق عاشقی باید که باشی بی‌هراس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۱در سرم سودای آن یارست و بس
  2. شمارهٔ ۲۸۲محرم بزم وصالت کی شود هر بوالهوس
  3. شمارهٔ ۲۸۳گر شیخ شهر بود و گر پیر می فروش
  4. شمارهٔ ۲۸۴دوش یارم جام می آورد و گفت این را بنوش
  5. شمارهٔ ۲۸۵اگر چه عاشقیم ورند و قلاش
  6. شمارهٔ ۲۸۶تا که دریای قدم آمد بجوش
  7. شمارهٔ ۲۸۷دلدار برگرفت نقاب از جمال خویش
  8. شمارهٔ ۲۸۸ای مسلمانان پشیمانم من از کردار خویش
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.