پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۷

دلا در عاشقی می سوز و می ساز

براه عشق او می باش جانباز

بکوی عشق شو چون خاک ره خوار

نیازی پیش گیر و بگذر از ناز

ز یاد دوست دل را بال و پر ده

که تا شهباز جان آید بپرواز

رضا کن پیشه و صبر و قناعت

مبرا ساز دل از حرص و از آز

اگر در عشق ترک سر بگویی

به پیش عاشقان گردی سرافراز

تو تا فانی نگردی در ره عشق

در وصلش برویت کی شود باز

بترک دین و دنیا بایدت گفت

اگر خواهی که گردی محرم راز

ز ساز وصل او یابی نوائی

اگر با مطرب عشقی هم آواز

اسیری از مقام عقل بگذر

بملک عاشقی آی و وطن ساز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۹ای نموده شاهد حسن تو رو درهر لباس
  2. شمارهٔ ۲۸۰عاشق روی توام بهر چه می ترسم زکس
  3. شمارهٔ ۲۸۱در سرم سودای آن یارست و بس
  4. شمارهٔ ۲۸۲محرم بزم وصالت کی شود هر بوالهوس
  5. شمارهٔ ۲۸۳گر شیخ شهر بود و گر پیر می فروش
  6. شمارهٔ ۲۸۴دوش یارم جام می آورد و گفت این را بنوش
  7. شمارهٔ ۲۸۵اگر چه عاشقیم ورند و قلاش
  8. شمارهٔ ۲۸۶تا که دریای قدم آمد بجوش
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.