پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۵

من عاشق و رندم و نظرباز

با شاهد و می حریف و دمساز

در بزمگه وصال با دوست

بودم همه دم ندیدم وهمراز

ساز ره وصل، جان سپاریست

این ره مرو ار نداری این ساز

صد بحر بیک نفس کشیدیم

هستیم هنوز ما و من باز

دادیم قرار و صبر از دست

مطرب چو بساز شد هم آواز

مائیم و نیاز و عجز و زاری

دلبر همه کبر و عشوه و ناز

تا محرم یار شد اسیری

فاش است بکاینات این راز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۷دلا در عاشقی می سوز و می ساز
  2. شمارهٔ ۲۷۸قصد جانم کرد یار دلنواز
  3. شمارهٔ ۲۷۹ای نموده شاهد حسن تو رو درهر لباس
  4. شمارهٔ ۲۸۰عاشق روی توام بهر چه می ترسم زکس
  5. شمارهٔ ۲۸۱در سرم سودای آن یارست و بس
  6. شمارهٔ ۲۸۲محرم بزم وصالت کی شود هر بوالهوس
  7. شمارهٔ ۲۸۳گر شیخ شهر بود و گر پیر می فروش
  8. شمارهٔ ۲۸۴دوش یارم جام می آورد و گفت این را بنوش
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.