پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۰

ای باد صبا ز روی دلدار

از لطف نقاب زلف بردار

بنمای بعاشقان بیدل

حسن رخ جانفزای آن یار

گر یار ز رخ نقاب بگشود

شد محو فنا نقوش اغیار

چون شاهد عشق جلوه گر شد

آمد من و تو عیان بیکبار

معشوقه و عشق و عاشق آمد

در مرتبه ظهور و اظهار

وحدت ز نسب کثیر بنمود

این کثرت وهمی است هشدار

جز یار درین میانه کس نیست

اغیار نبود غیر پندار

هر لحظه بشکل دیگر آمد

تا گشت عیان بنقش بسیار

می دان بیقین که غیر او نیست

مطلوب و مطالب و طلبکار

بنمود جمال خود بکلی

برصورت آدم آخر کار

روی چو مهش نگر اسیری

برحسن دگر نموده هربار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۲آمد برون ز خانه بصد ناز و عشوه یار
  2. شمارهٔ ۲۷۳ساقی قدحی بکام ما ریز
  3. شمارهٔ ۲۷۴ای عشق چاره ساز جگر سوز دلنواز
  4. شمارهٔ ۲۷۵من عاشق و رندم و نظرباز
  5. شمارهٔ ۲۷۶عاشق دیوانه دل کز غم همه سوزست و ساز
  6. شمارهٔ ۲۷۷دلا در عاشقی می سوز و می ساز
  7. شمارهٔ ۲۷۸قصد جانم کرد یار دلنواز
  8. شمارهٔ ۲۷۹ای نموده شاهد حسن تو رو درهر لباس
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.