پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۱

در خرابات آمدم دوشینه هنگام سحر

جمله را دیدم ز مستی گشته از خود بیخبر

مطربان اندر سرود و ساز داده چنگ و عود

ساقی و جمله حریفان مست و بیخود سربسر

جملگی گردان بپهلو بی سرو پا در سماع

در گرفته شور و مستی در همه دیوار و در

آنچنان حالی چو دیدم در من آمد حالتی

بیخود از خود گشتم و دیگر ندیدم خیر و شر

هرکه بیند یک نظر آن بزم و ساقی و حریف

می پرستی پیشه کرد و نیستش کاری دگر

جان رندان واقف سر خراباتست و بس

دیگران نسبت بدان سر گوئیا کورند و کر

در خرابات آنچه برجان اسیری کشف شد

صوفی خلوت نشین را نیست در مسجد خبر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۳ساقی قدحی بکام ما ریز
  2. شمارهٔ ۲۷۴ای عشق چاره ساز جگر سوز دلنواز
  3. شمارهٔ ۲۷۵من عاشق و رندم و نظرباز
  4. شمارهٔ ۲۷۶عاشق دیوانه دل کز غم همه سوزست و ساز
  5. شمارهٔ ۲۷۷دلا در عاشقی می سوز و می ساز
  6. شمارهٔ ۲۷۸قصد جانم کرد یار دلنواز
  7. شمارهٔ ۲۷۹ای نموده شاهد حسن تو رو درهر لباس
  8. شمارهٔ ۲۸۰عاشق روی توام بهر چه می ترسم زکس
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.