پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۲

آمد برون ز خانه بصد ناز و عشوه یار

حسن جمال خود بجهان کرد آشکار

معشوق چون بجلوه گری گشت داستان

هر عاشقی بنقش دگر کرد بیقرار

چون پرده خیال ز چشم تو دور شد

گردد عیان که هست جهان نقش آن نگار

سودای کفر و دین ز خیالم نمی رود

تا دیده ام دمیده برویش خط غیار

تابنده شد ز پرده هر ذره آفتاب

چون ظلمت منی و توئی رفت برکنار

سیر و سلوک حق کسی شد درین طریق

کوبا خداست دایم و از خود کند فرار

اسرار کشف در خور هر گوش و فهم نیست

دم درکش ای اسیری و سر را نگاه دار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۴ای عشق چاره ساز جگر سوز دلنواز
  2. شمارهٔ ۲۷۵من عاشق و رندم و نظرباز
  3. شمارهٔ ۲۷۶عاشق دیوانه دل کز غم همه سوزست و ساز
  4. شمارهٔ ۲۷۷دلا در عاشقی می سوز و می ساز
  5. شمارهٔ ۲۷۸قصد جانم کرد یار دلنواز
  6. شمارهٔ ۲۷۹ای نموده شاهد حسن تو رو درهر لباس
  7. شمارهٔ ۲۸۰عاشق روی توام بهر چه می ترسم زکس
  8. شمارهٔ ۲۸۱در سرم سودای آن یارست و بس
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.