پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۹

مائیم بعشق تو میان بسته بزنار

ترسا صفت از غیر تو کلی شده بیزار

آزاده ز قید غم دنیا و ز دینم

در دام کمند سر زلف تو گرفتار

از جام می عشق چنان مست و خرابم

کز بیخبری می نشناسم سرود دستار

رفت از سرمن فکر و خیال خرد و صبر

تا گشت دلم از می عشق تو خبردار

جویای می و شاهدم ای پیر خرابات

بنما بمن از راه کرم خانه خمار

رندیم و خراباتی و قلاش و نظرباز

درباخته در کوی فنا هستی و پندار

هستی جهان نیست بجز وهم وخیالی

عارف شو و از جمله جهان روی بحق آر

آن یار بنقش همه اغیار برآمد

دیار درین دار مجوئید بجز یار

صدبار بهر لحظه اگر رو بنماید

برحسن دگر جلوه کند یار بهر بار

اسرار حقیقت بجهان هرکه کند فاش

منصور صفت زود برآید بسردار

از باده اطلاق اسیری چو بنوشید

آزاده ز قید دو جهان گشت بیکبار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۱در خرابات آمدم دوشینه هنگام سحر
  2. شمارهٔ ۲۷۲آمد برون ز خانه بصد ناز و عشوه یار
  3. شمارهٔ ۲۷۳ساقی قدحی بکام ما ریز
  4. شمارهٔ ۲۷۴ای عشق چاره ساز جگر سوز دلنواز
  5. شمارهٔ ۲۷۵من عاشق و رندم و نظرباز
  6. شمارهٔ ۲۷۶عاشق دیوانه دل کز غم همه سوزست و ساز
  7. شمارهٔ ۲۷۷دلا در عاشقی می سوز و می ساز
  8. شمارهٔ ۲۷۸قصد جانم کرد یار دلنواز
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.