پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۴

مائیم و کنج خلوت و سودای عشق یار

ناصح تو کار خود کن و ما را باو گذار

جانها معطر و دو جهان پر نسیم شد

تا برفشاند باد صبا زلف مشکبار

بازم خیال زهد مبادا برد ز راه

ساقی مدار منتظرم جام می بیار

تا خانه کرد در دل من عشق مغ بچه

گشتم ز فکر کفر و ز اسلام برکنار

زاهد که توبه میدهد از عاشقی مرا

رویت چو دید می شود از توبه شرمسار

هربار رخ بشیوه دیگر نمایدم

هر روز اگر جمال تو بینم هزار بار

هرکو قدم نهد چو اسیری برای عشق

بازش بگو که با غم دنیا و دین چه کار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۶هان ای صبا ز لطف به شیراز کن گذر
  2. شمارهٔ ۲۶۷فوحدته فی کثرة الکون ظاهر
  3. شمارهٔ ۲۶۸از بحر تلخ و شور غم هجر برکنار
  4. شمارهٔ ۲۶۹مائیم بعشق تو میان بسته بزنار
  5. شمارهٔ ۲۷۰ای باد صبا ز روی دلدار
  6. شمارهٔ ۲۷۱در خرابات آمدم دوشینه هنگام سحر
  7. شمارهٔ ۲۷۲آمد برون ز خانه بصد ناز و عشوه یار
  8. شمارهٔ ۲۷۳ساقی قدحی بکام ما ریز
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.