پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۱

ای ز خورشید جمالت هر دوعالم غرق نور

وی ز سبحات جلالت هرکجا شرست و شور

هرکه عکس روی تو بیند ز مرآت جهان

در حقیقت از همه عالم بود او را حضور

وای بر جانی که باشد از فراقت غمزده

خوش دلی کور است از وصل تو شادی و سرور

والهان حسن رخسار تو فارغ گشته اند

از نعیم و عزت دنیا و از فردوس و حور

در فراقت مبتلاشد هرکه نگذشت از خودی

ره بوصل تو کسی یابد که کرد از خود عبور

نیست تنها بیقرار از شوق تو جان و دلم

هست ذرات جهان از مهر رویت ناصبور

در جمال نوربخش او اسیری گشته است

آنچنان حیران که از هر دو جهان دارد نفور

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۳ای دل براه عشق ز کونین در گذر
  2. شمارهٔ ۲۶۴مائیم و کنج خلوت و سودای عشق یار
  3. شمارهٔ ۲۶۵دل و دینم ببرد آن شوخ عیار
  4. شمارهٔ ۲۶۶هان ای صبا ز لطف به شیراز کن گذر
  5. شمارهٔ ۲۶۷فوحدته فی کثرة الکون ظاهر
  6. شمارهٔ ۲۶۸از بحر تلخ و شور غم هجر برکنار
  7. شمارهٔ ۲۶۹مائیم بعشق تو میان بسته بزنار
  8. شمارهٔ ۲۷۰ای باد صبا ز روی دلدار
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.