پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۷

هرکسی کز لذت درد تو باشد با خبر

درد عشقت رابجان خواهد همیشه بیشتر

در وفای عشق تو هرکس که جان و دل نباخت

کی توانش گفت عاشق، صورت بی جان شمر

وه چه عیش است این که دلرا هست در ملک غمت

کز غم عشق تو دارد هر زمان ذوقی دگر

زاهد خود بین ندارد ای دل از دلبر خبر

رو خبر از عاشقی جو کز خودی شد بیخبر

دیده بینا نداری ورنه رویش ظاهرست

چشم معنی برگشا خوش در جمالش می نگر

در وفای عشق در هر دم دل و جان و جهان

پیش معشوقست عاشق را کمینه ماحضر

در ازل چون از می عشقت اسیری مست شد

تا ابد هرگز نیابد او ز هشیاری اثر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۹ای جمالت رو نموده هر زمان جائی دگر
  2. شمارهٔ ۲۶۰زان کمان ابرو رسد هر دم مرا تیری دگر
  3. شمارهٔ ۲۶۱ای ز خورشید جمالت هر دوعالم غرق نور
  4. شمارهٔ ۲۶۲بر صورت ذرات جهان گشت پدیدار
  5. شمارهٔ ۲۶۳ای دل براه عشق ز کونین در گذر
  6. شمارهٔ ۲۶۴مائیم و کنج خلوت و سودای عشق یار
  7. شمارهٔ ۲۶۵دل و دینم ببرد آن شوخ عیار
  8. شمارهٔ ۲۶۶هان ای صبا ز لطف به شیراز کن گذر
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.