پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۹

ای جمالت رو نموده هر زمان جائی دگر

چون مسافر حسن تو هر دم بمأوائی دگر

من چنان حیران حسن روی یارم کز جهان

جز نظر بروی ندارم هیچ پروائی دگر

جز تماشای رخ معشوق و ناز و شیوه اش

نیست عاشق را بعالم خود تماشائی دگر

عاشقان را ذکر معشوقست مونس دایما

غیر فکرش بیدلان را از کجا رائی دگر

سود ما سودای زلف و مهر رویت بود و بس

هر زیانی زین که باشد به ز سودائی دگر

با دل پر درد عاشق چشم شوخت دم بدم

از سر لطفی و نازی کرده ایمائی دگر

کرده غارت بود عاشق را برندی و آنگهی

در برآورده ز لطف و گفته از مائی دگر

برسر بازار عشقش از ملامت هر کسی

گفته با من عاشق بیدل تو رسوائی دگر

جز تمنای لقای نوربخش هردو کون

در جهان نبود اسیری را تمنائی دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۱ای ز خورشید جمالت هر دوعالم غرق نور
  2. شمارهٔ ۲۶۲بر صورت ذرات جهان گشت پدیدار
  3. شمارهٔ ۲۶۳ای دل براه عشق ز کونین در گذر
  4. شمارهٔ ۲۶۴مائیم و کنج خلوت و سودای عشق یار
  5. شمارهٔ ۲۶۵دل و دینم ببرد آن شوخ عیار
  6. شمارهٔ ۲۶۶هان ای صبا ز لطف به شیراز کن گذر
  7. شمارهٔ ۲۶۷فوحدته فی کثرة الکون ظاهر
  8. شمارهٔ ۲۶۸از بحر تلخ و شور غم هجر برکنار
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.