پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۵

ای از جمال رویت کون و مکان منور

وی از نسیم زلفت جان جهان معطر

مهر رخت تجلی چون کرد بهر اظهار

مجلای حسن او شد ذرات کون یکسر

از رخ نقاب زلفت بردار تا نماند

نام و نشان بعالم از مؤمن و ز کافر

از تابش جمالت جان محو مطلق آمد

چون او فتاد پرده از روی حسن انور

سلطان ملک خوبی آورد رو بعالم

بگرفت خیل حسنش آفاق را سراسر

مخمور چشم مستت گشتم بیار ساقی

زان می که نیست او را حاجت بجام و ساغر

تا جان عشقبازان گردد بشوق افزون

هر لحظه روی جانان بنمود حسن دیگر

هردم بیاد رویش جمع آورم دل و جان

بازش کند پریشان سودای زلف دلبر

مرغ دل اسیری اندر هوای وصلش

پرواز می نماید هر دم ز عرش برتر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۷هرکسی کز لذت درد تو باشد با خبر
  2. شمارهٔ ۲۵۸عاشق چشمان مست آن نگار
  3. شمارهٔ ۲۵۹ای جمالت رو نموده هر زمان جائی دگر
  4. شمارهٔ ۲۶۰زان کمان ابرو رسد هر دم مرا تیری دگر
  5. شمارهٔ ۲۶۱ای ز خورشید جمالت هر دوعالم غرق نور
  6. شمارهٔ ۲۶۲بر صورت ذرات جهان گشت پدیدار
  7. شمارهٔ ۲۶۳ای دل براه عشق ز کونین در گذر
  8. شمارهٔ ۲۶۴مائیم و کنج خلوت و سودای عشق یار
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.