پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۴

بی شادی وصال تو دل را کجا قرار

ناید غم فراق تو ای دوست در شمار

فریاد جان دلشدگان ای صبا برس

از روی دوست برفکن این زلف تابدار

صحت پذیر نیست دل خسته، ای طبیب

در هر نفس اگر نکنی سوی من گذار

بخشید جان نو بتن مرده در نفس

هر شربتی که داد لب لعل آبدار

مست مدام عشق توام ساقیا بده

پیوسته جام باده از آن چشم پر خمار

چشمم چو باز شد دو جهان پرزیار بود

نام و نشان غیر ندیدم درین دیار

خورشید روی دوست ز ذرات چون بتافت

هر ذره چو ماه شد از مهر روی یار

چون در میان جان و دلم بوده مقیم

ای سرو ناز از چه زما میکنی کنار

گر شاهد و شراب اسیری طلب کنی

سر ز آستان پیر خرابات برمدار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۶نهال دوستی را در بر آور
  2. شمارهٔ ۲۵۷هرکسی کز لذت درد تو باشد با خبر
  3. شمارهٔ ۲۵۸عاشق چشمان مست آن نگار
  4. شمارهٔ ۲۵۹ای جمالت رو نموده هر زمان جائی دگر
  5. شمارهٔ ۲۶۰زان کمان ابرو رسد هر دم مرا تیری دگر
  6. شمارهٔ ۲۶۱ای ز خورشید جمالت هر دوعالم غرق نور
  7. شمارهٔ ۲۶۲بر صورت ذرات جهان گشت پدیدار
  8. شمارهٔ ۲۶۳ای دل براه عشق ز کونین در گذر
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.