پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۶

جام تجلیش که بناگاه میدهند

می دان یقین که بر دل آگاه میدهند

صدر جنان و دولت دنیا و دین مجو

برآستان فقر گرت راه میدهند

در ملک عشق همچو گدایان در مباش

کین سلطنت همیشه چو با شاه میدهند

تا هست هستیت بوصالش کجا رسی

چون نیست می شوی رهت آنگاه میدهند

حیوان صفت ز بهر علف هر طرف مرو

تا عارفانه منزلت و جاه میدهند

هر شربتی که صحت دین تواندروست

تلخ است و ناگوار و باکراه میدهند

بیخود براه او چو اسیری اگر روی

بی شک مراد تو همه دلخواه میدهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۸شهباز روح قدسی از دام تن جدا شد
  2. شمارهٔ ۲۴۹در آرزوی روی تو گشتیم بیقرار
  3. شمارهٔ ۲۵۰مستم ز جام عشق و ندارم ز خود خبر
  4. شمارهٔ ۲۵۱چون دور شد از حسن رخت پرده انوار
  5. شمارهٔ ۲۵۲دیوانه عشق توام و ز عقل و دینم بی‌خبر
  6. شمارهٔ ۲۵۳مثنوی عین الحیات است ای پسر
  7. شمارهٔ ۲۵۴بی شادی وصال تو دل را کجا قرار
  8. شمارهٔ ۲۵۵ای از جمال رویت کون و مکان منور
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.