پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۵

هر کو رخ نیاز برین آستان نهاد

ایزد در خرانه رحمت برو گشاد

زین میکده هر آنکه بتحقیق بوی برد

برخاک پای پیر خرابات سرنهاد

با اهل حق طریق ارادت کسی سپرد

کو در ازل زلطف خدا بهره ور فتاد

هر کس که زنده از دم عیسی و شی نشد

انسان مخوان که هست بمعنی کم از جماد

گر عافی بدان که گدائی بکوی فقر

بهتر بود ز سلطنت ملک کیقباد

پا در طریق اهل طریقت کسی نهد

کو آستان فقر بدنیا و دین نداد

بی شک طفیل اهل کمالند هر که هست

بشنو اسیریا که همین است اعتقاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۷اگر مخالف طبع و هواتوانی بود
  2. شمارهٔ ۲۴۸شهباز روح قدسی از دام تن جدا شد
  3. شمارهٔ ۲۴۹در آرزوی روی تو گشتیم بیقرار
  4. شمارهٔ ۲۵۰مستم ز جام عشق و ندارم ز خود خبر
  5. شمارهٔ ۲۵۱چون دور شد از حسن رخت پرده انوار
  6. شمارهٔ ۲۵۲دیوانه عشق توام و ز عقل و دینم بی‌خبر
  7. شمارهٔ ۲۵۳مثنوی عین الحیات است ای پسر
  8. شمارهٔ ۲۵۴بی شادی وصال تو دل را کجا قرار
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.