پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۰

مستم ز جام عشق و ندارم ز خود خبر

ساقی رهان مرا زمن از جرعه دگر

رندیم و باده نوش و بمیخانه معتکف

ز آواز نی برقص و رخ ساقی در نظر

مست مدام نرگس ساقیم آنچنان

کز دست بیخودی نشناسیم پاو سر

جویای عیش و عشرتم ای پیر میکده

با ما ز شاهد و می و میخانه گو خبر

مست شراب جام الستم نه با خودم

با ما ز عقل و زهد مگوئید و خیر وشر

عشاق سر خوشند، بزن ساز مطربا

شه بیت عاشقانه دگر باره گو ز سر

تا با خودی اسیر فراقی اسیریا

گر وصل دوست میطلبی از خودی گذر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۲دیوانه عشق توام و ز عقل و دینم بی‌خبر
  2. شمارهٔ ۲۵۳مثنوی عین الحیات است ای پسر
  3. شمارهٔ ۲۵۴بی شادی وصال تو دل را کجا قرار
  4. شمارهٔ ۲۵۵ای از جمال رویت کون و مکان منور
  5. شمارهٔ ۲۵۶نهال دوستی را در بر آور
  6. شمارهٔ ۲۵۷هرکسی کز لذت درد تو باشد با خبر
  7. شمارهٔ ۲۵۸عاشق چشمان مست آن نگار
  8. شمارهٔ ۲۵۹ای جمالت رو نموده هر زمان جائی دگر
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.