پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۳

روی تو بهر شیوه شیدای دگر دارد

زلف تو بهر تاری سودای دگر دارد

آن غمزه بهر تاری خون دگری ریزد

لعل تو بهر عشوه احیای دگر دارد

در هر خم گیسویت دیوانه دل دربند

هرموی تو زنجیری در پای دگر دارد

چشم تو بهر نازی بیمار دگر خواهد

حسن تو بهر جلوه جویای دگر دارد

زان غمزه بهر جایی صد فتنه و آشوبست

چشم تو بهر گوشه غوغای دگر دارد

از درد تو در هر سو آشفته و حیرانی

عشق تو بهر کویی رسوای دگر دارد

از چشم و لب و ابرو هر لحظه بیک طوری

بنگر باسیری چون ایمای دگر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۵هر کو رخ نیاز برین آستان نهاد
  2. شمارهٔ ۲۴۶جام تجلیش که بناگاه میدهند
  3. شمارهٔ ۲۴۷اگر مخالف طبع و هواتوانی بود
  4. شمارهٔ ۲۴۸شهباز روح قدسی از دام تن جدا شد
  5. شمارهٔ ۲۴۹در آرزوی روی تو گشتیم بیقرار
  6. شمارهٔ ۲۵۰مستم ز جام عشق و ندارم ز خود خبر
  7. شمارهٔ ۲۵۱چون دور شد از حسن رخت پرده انوار
  8. شمارهٔ ۲۵۲دیوانه عشق توام و ز عقل و دینم بی‌خبر
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.