پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۸

تا آتش سودای تو در جان من افتاد

سیلاب غمت داد چو خاکم همه برباد

فریاد که هر دم بجفایی کشدم یار

وین طرفه که گوید که مکن ناله و فریاد

دارم ز غم و شادی کونین فراغت

تا گشت برویت دل غم دیده من شاد

داد از غم عشقت که بعشاق بلاکش

بی جرم نماید همه دم این همه بیداد

چشم توز بس خون که ز خلقان جهان ریخت

جلاد صفت گشت بمردم کشی استاد

زاهد چو گرفتار بهستی خود آمد

با عاشق جانباز نماید همه واداد

مردانه قدم هرکه نهد در ره عشقش

باید چو اسیری ز همه قید شد آزاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۰حاجیان حرم وصل لقا یافته اند
  2. شمارهٔ ۲۴۱ای بت عشوه‌ساز من! بی‌تو به سر نمی‌شود
  3. شمارهٔ ۲۴۲آن هادی ره روان کجا شد
  4. شمارهٔ ۲۴۳روی تو بهر شیوه شیدای دگر دارد
  5. شمارهٔ ۲۴۴والله لیس غیرک فی عرصة الوجود
  6. شمارهٔ ۲۴۵هر کو رخ نیاز برین آستان نهاد
  7. شمارهٔ ۲۴۶جام تجلیش که بناگاه میدهند
  8. شمارهٔ ۲۴۷اگر مخالف طبع و هواتوانی بود
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.