پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۸

جهان رانور رویت روشنی داد

ز قید ظلمت او را کرد آزاد

به نور روی تو بیناست چشمم

چنین بودست و تا بادا چنین باد

بجستم داد دل از وصل جانان

هزاران داد جان از داد دل داد

غم عشق است درمان دل من

مبادا جان عاشق بی غمت شاد

وجودم در ازل استاد دانا

به عشق و درد و غم بنیاد بنهاد

شراب عشق را در کام جان ریخت

خراب آباد جانم زان شد آباد

بدرد و محنت و غم رفت عمرم

همانا مادرم بهر همین زاد

ز شوقت حال من سوز است و زاری

نیاوردی دمی از حال من یاد

اسیری سوخت آخر ز آتش شوق

غم عشق تو خاکش داد برباد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۰آنان که ز درد عشق مستند
  2. شمارهٔ ۲۳۱عشق چو جور و ستم آغاز کرد
  3. شمارهٔ ۲۳۲تا به فن دلربایی آن صنم استاد شد
  4. شمارهٔ ۲۳۳هر دل که نه عشق یار دارد
  5. شمارهٔ ۲۳۴چو دل در دست عشقش مبتلا شد
  6. شمارهٔ ۲۳۵مرا سودای او دیوانه دارد
  7. شمارهٔ ۲۳۶کسی کورا غم جانان نباشد
  8. شمارهٔ ۲۳۷ساقیا می ده که هشیارم کند
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.