پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۳

هر دل که نه عشق یار دارد

آن دل برما چه کار دارد

عاشق که نگشت رند و قلاش

زو عشق همیشه عار دارد

آن نرگس مست باده خوار است

ورنه ز چه رو خمار دارد

عاشق ز غمش چرا ننالد

چون غصه بی شمار دارد

عکس رخ او کجا توان دید

مرآت دل ار غبار دارد

منصور اناالحق آشکارا

گوید چو هوای دار دارد

هر دل که بعشق او میان بست

پیوسته ز جان کنار دارد

شیدای جمال او فراغت

از جنت و نور و نار دارد

دل از دو جهان برد اسیری

این عشوه که حسن یار دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۵مرا سودای او دیوانه دارد
  2. شمارهٔ ۲۳۶کسی کورا غم جانان نباشد
  3. شمارهٔ ۲۳۷ساقیا می ده که هشیارم کند
  4. شمارهٔ ۲۳۸تا آتش سودای تو در جان من افتاد
  5. شمارهٔ ۲۳۹در سینه ما جز غم معشوق مجوئید
  6. شمارهٔ ۲۴۰حاجیان حرم وصل لقا یافته اند
  7. شمارهٔ ۲۴۱ای بت عشوه‌ساز من! بی‌تو به سر نمی‌شود
  8. شمارهٔ ۲۴۲آن هادی ره روان کجا شد
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.