پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۱

جمال روی تو هرگه نقاب بگشاید

ز زیر پرده هر ذره مهر بنماید

بعشوه جان جهانی کند اسیر بلا

بیک کرشمه دل جمله خلق برباید

فسانه گشت بعالم بحسن خال و خطت

جمال روی ترا هیچ در نمی باید

چنین که جمله اسباب حسن روی تراست

یقین که زیب جمالش جهان بیاراید

نهیم سر بارادت به پیش تیغ جفا

اگر بقتل من آن بیوفا همی آید

اگر چه جان و دلم سوخت همچو پروانه

ز تاب آتش شمع رخ تو می شاید

بوصل دوست اسیری کسی بود لایق

که دل بغیر غم عشق او نیالاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۳عاشقان در آتش عشق تو خود را سوختند
  2. شمارهٔ ۲۲۴مقصود ز عمرم همه سوزست و غم و درد
  3. شمارهٔ ۲۲۵دیده ام عالم نمود بود بود
  4. شمارهٔ ۲۲۶ز شوقت جمله عالم بیقرارند
  5. شمارهٔ ۲۲۷آنان که درد عشق تو برجان گزیده اند
  6. شمارهٔ ۲۲۸جهان رانور رویت روشنی داد
  7. شمارهٔ ۲۲۹ساقی جانها شراب ار زانکه زین دستان دهد
  8. شمارهٔ ۲۳۰آنان که ز درد عشق مستند
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.