پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۵

دیده ام عالم نمود بود بود

ورنه عالم را کجا بودی نمود

هستی ذرات عالم بیگمان

پرتو خورشید روی دوست بود

خط حسنش را ز اوراق جهان

خوانده ام بی زحمت گفت و شنود

منکشف کی میشود اسرار عشق

برکسی، جز از ره کشف و شهود

راوی اسرار توحید خداست

ناله نای و رباب و چنگ و عود

هرکه پا در راه عشقش می نهد

دست شستن بایدش از خویش زود

هرچه از عشقش اسیری میرسد

گر زیان باشد همه دانیم سود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۷آنان که درد عشق تو برجان گزیده اند
  2. شمارهٔ ۲۲۸جهان رانور رویت روشنی داد
  3. شمارهٔ ۲۲۹ساقی جانها شراب ار زانکه زین دستان دهد
  4. شمارهٔ ۲۳۰آنان که ز درد عشق مستند
  5. شمارهٔ ۲۳۱عشق چو جور و ستم آغاز کرد
  6. شمارهٔ ۲۳۲تا به فن دلربایی آن صنم استاد شد
  7. شمارهٔ ۲۳۳هر دل که نه عشق یار دارد
  8. شمارهٔ ۲۳۴چو دل در دست عشقش مبتلا شد
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.