پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۴

چو خورشید جمالت روی بنمود

بدیدار تو جان و دل بیاسود

نمود از پرده هر ذره خورشید

چو یارم پرده از رخسار بگشود

ندارد خلق پیش ما وجودی

که جز حق در دو عالم نیست موجود

سرود شوق جانان می سراید

به آهنگ بلند این چنگ و این عود

فدای مقدمش کردم دل و دین

بعالم نقد جانم چون همین بود

براه عشق جان پاکبازم

بهیچ آلایشی دامن نیالود

اسیری هرکه شد مست می عشق

چه میداند که نقصان چیست یا سود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۶خوش وقت عاشقان که بمعشوق همبرند
  2. شمارهٔ ۱۹۷آن دلبر طناز نگوئی که کجا شد
  3. شمارهٔ ۱۹۸حُسن رخسار تو چون میل نقابی می‌کند
  4. شمارهٔ ۱۹۹یارم اگر جمال نماید چه می شود
  5. شمارهٔ ۲۰۰زان پیشتر که کون و مکان را ظهور بود
  6. شمارهٔ ۲۰۱حسن تو جلوه کرد و بعالم عیان شد
  7. شمارهٔ ۲۰۲زان روز که روی تو مرا در نظر آمد
  8. شمارهٔ ۲۰۳هنوز هست جهان را به نیست مأوابود
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.