پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۸

حُسن رخسار تو چون میل نقابی می‌کند

جان چو زلف بی‌قرارت اضطرابی می‌کند

عاشق دیوانه چون خواهد که بیند روی یار

زلف او آشفته گشت و پیچ و تابی می‌کند

گرنه شوریده‌ای دل این پریشانیت چیست

گیسویش در گردن جان کو طنابی می‌کند

زاهدا معذور فرما گر لبش خواهم مدام

مست و مخموریم دل میل شرابی می‌کند

دردسر تخفیف کن جانا که ترک چشم مست

در خمار مستی است و میل خوابی می‌کند

در پی خون مسلمانان دو چشم کافرش

تیغ غمزه برکشیده خوش شتابی می‌کند

می‌ندانم کز چه با ما آن جفاخو بی‌وفا

بی‌خطا هر دم خطابی و عتابی می‌کند

تا جمال او عیان بینند مشتاقان اگر

پرده بردارد ز رخ فکر صوابی می‌کند

دایما جان اسیری کوری چشم رقیب

حُسن رخسارش تماشا بی‌حجابی می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۰زان پیشتر که کون و مکان را ظهور بود
  2. شمارهٔ ۲۰۱حسن تو جلوه کرد و بعالم عیان شد
  3. شمارهٔ ۲۰۲زان روز که روی تو مرا در نظر آمد
  4. شمارهٔ ۲۰۳هنوز هست جهان را به نیست مأوابود
  5. شمارهٔ ۲۰۴دوش جانم در هوای آن خط و رخسار بود
  6. شمارهٔ ۲۰۵عاشقان تا در میان زنار عشقت بسته‌اند
  7. شمارهٔ ۲۰۶نمی دانم بقول حاسدی چند
  8. شمارهٔ ۲۰۷معشوق جلوه کرد و دل از عاشقان ربود
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.