پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۷

معشوق جلوه کرد و دل از عاشقان ربود

اندر میانه واسطه دلال عشق بود

ذرات کون بیخبرند از شراب عشق

ساقی بمهر تا در میخانه را گشود

مستی زاهدان همه از نخوت و ریا

مستی عاشقان خدا از می شهود

حل رموز عشق نیامد ز عقل خام

کوشش بسی نمود ولی خویش آزمود

سودای عشق جان و جهانم بباد داد

هیهات عشق و عاشق و فکر زیان و سود

کشتند در زمین دلم تخم عشق دوست

دهقان هر آنچه کشت بآخر همان درود

زاهد بسعی گرچه قدم در طریق زد

کوشش چه سود چون که زیارش کشش نبود

زاهد نکرد فهم نکات دقیق عشق

از عاشقان اگر چه ازین ها بسی شنود

شادی وصل یار بجان عاقبت رسید

زنگ غم فراق ز مرآت دل ز دود

مفتی به نقل غره و هر دم مرا بدل

از پیش یار وارد غیبی کند ورود

تقلید را بمان و بتحقیق کن نظر

سر حقیقتی که اسیریت وانمود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۹یار با ما پرتوی از نور روی خود نمود
  2. شمارهٔ ۲۱۰چو الطاف الهی رهبر آمد
  3. شمارهٔ ۲۱۱چو نار هجر او جان میگدازد
  4. شمارهٔ ۲۱۲جان ما را میل دل جستن نشد
  5. شمارهٔ ۲۱۳حالیا رفتیم یاران خیرباد
  6. شمارهٔ ۲۱۴کاش آن شوخ جفا پیشه وفائی بکند
  7. شمارهٔ ۲۱۵من عاشق آن جان و جهانم همه دانند
  8. شمارهٔ ۲۱۶دوش یارم پرده از رخسار خود بگشاده بود
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.