پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۴

کاش آن شوخ جفا پیشه وفائی بکند

با من بیدل و آرام صفائی بکند

چون طبیب دل بیمار جهانست بتم

گو بیک بوسه مرا نیز دوائی بکند

چه شود گر دل بیمار مرا شاه جهان

از شراب لب جانبخش شفائی بکند

در ازل چونکه جفا لازم خوبی آمد

راضیم آن صنم ازجور و جفائی بکند

وصل دلدار اسیری بدعا خواه مدام

تا مگر حق زکرم فضل و عطائی بکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۶دوش یارم پرده از رخسار خود بگشاده بود
  2. شمارهٔ ۲۱۷با همچو تو یاری نفسی هر که برآرد
  3. شمارهٔ ۲۱۸در هوای عشق بازم دل پرواز کرد
  4. شمارهٔ ۲۱۹آنها که جهان آینه روی تو دانند
  5. شمارهٔ ۲۲۰زان دم که باده خم وحدت بجام شد
  6. شمارهٔ ۲۲۱جمال روی تو هرگه نقاب بگشاید
  7. شمارهٔ ۲۲۲ای قامت رعنای تو رشک سهی سروبلند
  8. شمارهٔ ۲۲۳عاشقان در آتش عشق تو خود را سوختند
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.