پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۲

جان ما را میل دل جستن نشد

درد و غم در پیش وی گفتن نشد

وعده کرد امشب که آیم پیش تو

ز انتظارش امشبم خفتن نشد

عقل دوراندیش چندانی که کرد

جوی خون از دیده ها بستن نشد

بر امید آنکه یارم می کشد

در بدر گردیدم و کشتن نشد

خواست دل کز دام هجران بگسلد

عمر آخر گشت و زان جستن نشد

جانم ار دارد فراغ از هر دو کون

لیکن از عشق بتان رستن نشد

ای اسیری شکر کن کز عشق او

هرگزت یک لحظه برگشتن نشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۴کاش آن شوخ جفا پیشه وفائی بکند
  2. شمارهٔ ۲۱۵من عاشق آن جان و جهانم همه دانند
  3. شمارهٔ ۲۱۶دوش یارم پرده از رخسار خود بگشاده بود
  4. شمارهٔ ۲۱۷با همچو تو یاری نفسی هر که برآرد
  5. شمارهٔ ۲۱۸در هوای عشق بازم دل پرواز کرد
  6. شمارهٔ ۲۱۹آنها که جهان آینه روی تو دانند
  7. شمارهٔ ۲۲۰زان دم که باده خم وحدت بجام شد
  8. شمارهٔ ۲۲۱جمال روی تو هرگه نقاب بگشاید
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.