پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

زان پیشتر که کون و مکان را ظهور بود

در بزم وصل دوست دلم در حضور بود

ساقی چو داد باده به رندان می پرست

هر جرعه ز مشرب ما بحر نور بود

روزی که خلق مست می مختلف شدند

مستی جان ما ز شراب طهور بود

با روی جان فروز وقد دلربای تو

میلی بحور و جنت و طوبی قصور بود

حیران حسن یار چنانم که از ازل

از هست و نیست جان و دلم را نفور بود

عاشق براه عشق به تسلیم پا نهاد

ورنه خیال عشق تو از عقل دور بود

نام و نشان غیر اسیری بهردو کون

نگذاشت زانکه یار بغایت غیور بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲زان روز که روی تو مرا در نظر آمد
  2. شمارهٔ ۲۰۳هنوز هست جهان را به نیست مأوابود
  3. شمارهٔ ۲۰۴دوش جانم در هوای آن خط و رخسار بود
  4. شمارهٔ ۲۰۵عاشقان تا در میان زنار عشقت بسته‌اند
  5. شمارهٔ ۲۰۶نمی دانم بقول حاسدی چند
  6. شمارهٔ ۲۰۷معشوق جلوه کرد و دل از عاشقان ربود
  7. شمارهٔ ۲۰۸چون نقاب زلف مشکین از جمال خود گشود
  8. شمارهٔ ۲۰۹یار با ما پرتوی از نور روی خود نمود
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.