پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۹

یارم اگر جمال نماید چه می شود

از رخ نقاب زلف گشاید چه می شود

دلبر اگر بکلبه احزان بیدلان

روزی بروی مهر درآید چه می شود

در بزم وصل گر بدهد بار عاشقان

تا روزگار هجر سرآید چه می شود

بیمار عشق را اگر آن بیوفا طبیب

یک لحظه پرسشی بنماید چه می شود

چشمش بغمزه چون دل زهاد می ربود

گر جان عاشقان برباید چه می شود

گر یار رو نهان کند از ما زمان زمان

تا جان ما بشوق فزاید چه می شود

زان یار اسیریا که بحسن است بی نظیر

صد جور اگر بجان تو آید چه میشود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۱حسن تو جلوه کرد و بعالم عیان شد
  2. شمارهٔ ۲۰۲زان روز که روی تو مرا در نظر آمد
  3. شمارهٔ ۲۰۳هنوز هست جهان را به نیست مأوابود
  4. شمارهٔ ۲۰۴دوش جانم در هوای آن خط و رخسار بود
  5. شمارهٔ ۲۰۵عاشقان تا در میان زنار عشقت بسته‌اند
  6. شمارهٔ ۲۰۶نمی دانم بقول حاسدی چند
  7. شمارهٔ ۲۰۷معشوق جلوه کرد و دل از عاشقان ربود
  8. شمارهٔ ۲۰۸چون نقاب زلف مشکین از جمال خود گشود
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.