پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۵

عاشقان تا در میان زنار عشقت بسته‌اند

همچو ترسایان ز قید کفر و دین وارسته‌اند

چشم جان تا بر جمال روی تو واکرده‌اند

خانه دل را به روی غیر درها بسته‌اند

از خود و جمله جهان یکبارگی ببریده‌اند

تا به درد و سوز عشقت جان و دل پیوسته‌اند

در طلبکاری میان تا بسته‌اند اهل طریق

در مقام جست‌و‌جو یک دم ز پا ننشسته‌اند

طاقت تاب جمالت چون نیاوردند خلق

خویش را در پیچ زلف از هول جان وابسته‌اند

مردم آلوده نتوانند ره بردن به دوست

پاکبازان در حریم وصل تو شایسته‌اند

فی‌المثل در گلشن دنیا اسیری زاهدان

خار و خاشا کند و عشاق جهان گلدسته‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۷معشوق جلوه کرد و دل از عاشقان ربود
  2. شمارهٔ ۲۰۸چون نقاب زلف مشکین از جمال خود گشود
  3. شمارهٔ ۲۰۹یار با ما پرتوی از نور روی خود نمود
  4. شمارهٔ ۲۱۰چو الطاف الهی رهبر آمد
  5. شمارهٔ ۲۱۱چو نار هجر او جان میگدازد
  6. شمارهٔ ۲۱۲جان ما را میل دل جستن نشد
  7. شمارهٔ ۲۱۳حالیا رفتیم یاران خیرباد
  8. شمارهٔ ۲۱۴کاش آن شوخ جفا پیشه وفائی بکند
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.