پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

خوش وقت عاشقان که بمعشوق همبرند

در کوی عشق محرم اسرار دلبرند

دایم ببزم وصل که اغیار ره نیافت

با یار خود بعیش و طرب جام می خورند

مرغان عشق چون پرو بالی بهم زنند

دریک نفس بشوق ز نه چرخ بگذرند

اهل گمان که منکر عشاق می شوند

آنها بذوق عشق یقین ره نمی برند

در بزم وصل دوست هرآنکس که راه یافت

او پادشاه وقت و شهان جمله چاکرند

در پرتو جمال رخش عاشقان مست

بیخویش گشته جامه هستی همی درند

با حسن جانفزای رخ یار عاشقان

از جنت و ز حور کجا یاد آورند

رندان که سرخوش ازمی دیدار گشته اند

دیگر بهر دو کون چرا سردرآورند

هرکو قمار عشق ببازد اسیریا

درد او اولش زد و عالم برآورند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸حُسن رخسار تو چون میل نقابی می‌کند
  2. شمارهٔ ۱۹۹یارم اگر جمال نماید چه می شود
  3. شمارهٔ ۲۰۰زان پیشتر که کون و مکان را ظهور بود
  4. شمارهٔ ۲۰۱حسن تو جلوه کرد و بعالم عیان شد
  5. شمارهٔ ۲۰۲زان روز که روی تو مرا در نظر آمد
  6. شمارهٔ ۲۰۳هنوز هست جهان را به نیست مأوابود
  7. شمارهٔ ۲۰۴دوش جانم در هوای آن خط و رخسار بود
  8. شمارهٔ ۲۰۵عاشقان تا در میان زنار عشقت بسته‌اند
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.