پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۵

چو مهر جمال تو در جلوه بود

ز هر ذره نوعی دگر رو نمود

ز نور تجلی جهان محو شد

صبا چون ز روی تو پرده گشود

ز خورشید تابان برافکن نقاب

نما رو بعاشق برغم حسود

عدم گشت پیدا بنقش حباب

چو موجی برآورد بحر وجود

چو ساقی به رندان می عشق داد

بیک جرعه عقل و هوشم ربود

ببازار عشق تو درباختم

همه دین و دنیا بسودای سود

اسیری ندیدم کسی غیر یار

چو ره یافتم در مقام شهود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۷آن دلبر طناز نگوئی که کجا شد
  2. شمارهٔ ۱۹۸حُسن رخسار تو چون میل نقابی می‌کند
  3. شمارهٔ ۱۹۹یارم اگر جمال نماید چه می شود
  4. شمارهٔ ۲۰۰زان پیشتر که کون و مکان را ظهور بود
  5. شمارهٔ ۲۰۱حسن تو جلوه کرد و بعالم عیان شد
  6. شمارهٔ ۲۰۲زان روز که روی تو مرا در نظر آمد
  7. شمارهٔ ۲۰۳هنوز هست جهان را به نیست مأوابود
  8. شمارهٔ ۲۰۴دوش جانم در هوای آن خط و رخسار بود
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.