پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۳

تا بکفر زلف تو جان مرا اقرار شد

دل ز ایمان برگرفت و در پی زنار شد

از شراب عشق جانان جان ما چون گشت مست

از خیال زهد و هشیاری دلم بیزار شد

از شراب جام عشقم از ازل مست و خراب

من ازاین مستی نخواهم تا ابد هشیار شد

می نگنجد در جهان جانم ز شادی و نشاط

تا غم عشق تو ما را مونس و غمخوار شد

تا دلم خو با جفای عشق جانان کرده است

در وفای عشق او جان و دلم ایثار شد

تاز لذات دو عالم نگذری مردانه وار

کی توان کی، از لقای دوست برخوردار شد

شد اسیری فارغ و آزاده از دنیا و دین

تا ببزم عشق جانان جان ما را بار شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۵چو مهر جمال تو در جلوه بود
  2. شمارهٔ ۱۹۶خوش وقت عاشقان که بمعشوق همبرند
  3. شمارهٔ ۱۹۷آن دلبر طناز نگوئی که کجا شد
  4. شمارهٔ ۱۹۸حُسن رخسار تو چون میل نقابی می‌کند
  5. شمارهٔ ۱۹۹یارم اگر جمال نماید چه می شود
  6. شمارهٔ ۲۰۰زان پیشتر که کون و مکان را ظهور بود
  7. شمارهٔ ۲۰۱حسن تو جلوه کرد و بعالم عیان شد
  8. شمارهٔ ۲۰۲زان روز که روی تو مرا در نظر آمد
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.