پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

مهر رخسارت ز ذرات جهان پیدا بود

هر دو عالم در شعاع حسن او شیدا بود

پرتو حسنت عیان بینم ز ذرات جهان

مهر رخسار تو تابان از همه اشیا بود

مرغ جان عاشقان را در هوای وصل دوست

آشیان بی نشانی منزل و مأوا بود

قرب جانان جنت جان است و بعدش دوزخ است

روضه دل روی یار و قامتش طوبی بود

ای دل ار جویی وصال او ز هستی نیست شو

در میانه مائی ما چون حجاب ما بود

هر دلی کو واله حیران حسن یار شد

از غم دنیا و دین آزاد و ناپروا بود

با خیال زلف و رویت جان مشتاق لقا

از غم و فکر دو عالم بی سرو سودا بود

از کمال حسن رخسار تو آمد بی نظیر

در ملاحت شاهد روی تو بی همتا بود

هرکه مست و بیخبر شد از شراب وصل یار

چون اسیری در جهان سرحلقه غوغا بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴چو خورشید جمالت روی بنمود
  2. شمارهٔ ۱۹۵چو مهر جمال تو در جلوه بود
  3. شمارهٔ ۱۹۶خوش وقت عاشقان که بمعشوق همبرند
  4. شمارهٔ ۱۹۷آن دلبر طناز نگوئی که کجا شد
  5. شمارهٔ ۱۹۸حُسن رخسار تو چون میل نقابی می‌کند
  6. شمارهٔ ۱۹۹یارم اگر جمال نماید چه می شود
  7. شمارهٔ ۲۰۰زان پیشتر که کون و مکان را ظهور بود
  8. شمارهٔ ۲۰۱حسن تو جلوه کرد و بعالم عیان شد
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.