پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰

تا نقاب از مهر رویش دور شد

جمله ذرات غرق نور شد

حسن او در پرده ذرات کون

هم هویدا گشت و هم مستور شد

کعبه و مسجد ز رویش نور یافت

وز لب او میکده معمور شد

بود چشمش فتنه عالم ولی

غمزه او زاد فی الطنبور شد

قابل دیدار جانان کی شود

هرکه او جویای خلد و حور شد

از شراب لعل ساقی جان و دل

گه چو چشمش مست وگه مخمور شد

از غم دنیا و دین دل باز رست

تا بدیدار تو جان مسرور شد

از جفای ترک چشم فتنه جو

جمله عالم پر زشرو شور شد

دید عالم را اسیری پر زخود

از لباس بود خود چون عور شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲مهر رخسارت ز ذرات جهان پیدا بود
  2. شمارهٔ ۱۹۳تا بکفر زلف تو جان مرا اقرار شد
  3. شمارهٔ ۱۹۴چو خورشید جمالت روی بنمود
  4. شمارهٔ ۱۹۵چو مهر جمال تو در جلوه بود
  5. شمارهٔ ۱۹۶خوش وقت عاشقان که بمعشوق همبرند
  6. شمارهٔ ۱۹۷آن دلبر طناز نگوئی که کجا شد
  7. شمارهٔ ۱۹۸حُسن رخسار تو چون میل نقابی می‌کند
  8. شمارهٔ ۱۹۹یارم اگر جمال نماید چه می شود
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.