پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۸

چون جمال دوست خود را جلوه داد

شورشی در جان مشتاقان فتاد

پر ز غوغا گشت آفاق جهان

تا که یاراز خانه پا بیرون نهاد

صد قیامت هر زمان شد آشکار

تا جمالش پرده از رخ برگشاد

حسن او در پرده چون خود را نمود

گشت ذرات جهان مست وداد

تا نقاب زلف از رخ برگرفت

جان عاشق گشت واصل بامراد

مابزلفش سرفرازی میکنیم

سایه اواز سرما کم مباد

با غم عشق و گدائی جان ما

سر فرو نارد بتاج کیقباد

دل بیاد روی جانان خرم است

با خیال وصل او جان است شاد

دایما جان اسیری در جهان

از غم عشق رخ او شادباد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۰تا نقاب از مهر رویش دور شد
  2. شمارهٔ ۱۹۱هر لحظه بروئی دگر آن روی نماید
  3. شمارهٔ ۱۹۲مهر رخسارت ز ذرات جهان پیدا بود
  4. شمارهٔ ۱۹۳تا بکفر زلف تو جان مرا اقرار شد
  5. شمارهٔ ۱۹۴چو خورشید جمالت روی بنمود
  6. شمارهٔ ۱۹۵چو مهر جمال تو در جلوه بود
  7. شمارهٔ ۱۹۶خوش وقت عاشقان که بمعشوق همبرند
  8. شمارهٔ ۱۹۷آن دلبر طناز نگوئی که کجا شد
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.