پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳

جان ما بربست رخت و سوی جانان می‌رود

از می شوق جمالش مست و حیران می‌رود

طاقت دل چون ز سوز و درد عشقش طاق شد

بی‌سر و سامان سوی جان بهر درمان می‌رود

دل به کویت گر ز دست جور عشق آمد چه شد

چون گدایی داد خواهد پیش سلطان می‌رود

جان مشتاقم چو وصلش در وصال خویش دید

بر سر کوی فنا زان شاد و خندان می‌رود

گرچه عاشق ناتوان و کوی معشوق است دور

عشق چون غالب بود افتان و خیزان می‌رود

عاشق بیدل دمادم بر سر کوی حبیب

می‌کشد خواری و از بهر دل و جان می‌رود

جان شیدای اسیری در طریق عشق دوست

گرچه مست و بی‌خود آمد خوش به سامان می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵چو حسن روی او جلوه گری کرد
  2. شمارهٔ ۱۸۶از ما سخن کشف و کرامات مپرسید
  3. شمارهٔ ۱۸۷چون از ازل نصیبه ما عشق یار بود
  4. شمارهٔ ۱۸۸چون جمال دوست خود را جلوه داد
  5. شمارهٔ ۱۸۹یارم چو ز رخ نقاب بگشود
  6. شمارهٔ ۱۹۰تا نقاب از مهر رویش دور شد
  7. شمارهٔ ۱۹۱هر لحظه بروئی دگر آن روی نماید
  8. شمارهٔ ۱۹۲مهر رخسارت ز ذرات جهان پیدا بود
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.