پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

۸۸۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۱ دلبرا چندین عتاب و جنگ و خشم و ناز چیست؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۲ ای دل، از هجران او زارم همی باید گریست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۳ آنکه دل من ببرد، از همه خوبان، یکیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴ ز ما بودی، جدا بودن روا نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۵ جز نقش تو در خیال ما نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۶ ای مدعی، دلت گر ازین باده مست نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷ چه دستها، که ز دست غم تو بر سر نیست؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۸ ای آنکه پیشهٔ تو به جز کبر و ناز نیست
  9. غزل شمارهٔ ۱۲۹ هم خانه‌ایم، روی گرفتن حلال نیست
  10. غزل شمارهٔ ۱۳۰ گر سری در سر کار تو شود چندان نیست
  11. غزل شمارهٔ ۱۳۱ عاشقان صورت او را ز جان اندیشه نیست
  12. غزل شمارهٔ ۱۳۲ با من از شادی وصل تو اثرِ چیزی نیست
  13. غزل شمارهٔ ۱۳۳ جنبیدن این پرده دل افروز گواهیست
  14. غزل شمارهٔ ۱۳۴ عشرت خلوت و دیدار عزیزان شاهیست
  15. غزل شمارهٔ ۱۳۵ در خرابات عاشقان کوییست
  16. غزل شمارهٔ ۱۳۶ گو: هر که در جهان به تماشا روید و گشت
  17. غزل شمارهٔ ۱۳۷ دوش چون چشم او کمان برداشت
  18. غزل شمارهٔ ۱۳۸ مگر پیر سجاده حالی نداشت؟
  19. غزل شمارهٔ ۱۳۹ نگر: مگرد گر آن سر و سیم بر بگذشت؟
  20. غزل شمارهٔ ۱۴۰ تا لعل باده رنگ تو شکرفروش گشت
  21. غزل شمارهٔ ۱۴۱ ای حلقه کرده دلها در حلقهای گوشت
  22. غزل شمارهٔ ۱۴۲ دیگر آن حلقه و آن دانهٔ در در گوشت
  23. غزل شمارهٔ ۱۴۳ در فراق تو مرا هیچ نه خوردست و نه خفت
  24. غزل شمارهٔ ۱۴۴ تا بر دوست بار نتوان یافت
  25. غزل شمارهٔ ۱۴۵ آن ستمگر، که وفای منش از یاد برفت
  26. غزل شمارهٔ ۱۴۶ چه شد آن سرو سهی؟ کز لب این بام برفت
  27. غزل شمارهٔ ۱۴۷ دلم بر آتش هجران کباب کرد و برفت
  28. غزل شمارهٔ ۱۴۸ زلف ترا بدیدم و مشکم ز یاد رفت
  29. غزل شمارهٔ ۱۴۹ به وقت گل پی معشوق و باده باید رفت
  30. غزل شمارهٔ ۱۵۰ چندان نظر تمام، که دل نقش او گرفت
  31. غزل شمارهٔ ۱۵۱ ترک من ترک من خسته‌دل زار گرفت
  32. غزل شمارهٔ ۱۵۲ از پیش دیده رفتی و نقش از نظر نرفت
  33. غزل شمارهٔ ۱۵۳ عمر به پایان رسید، راه به پایان نرفت
  34. غزل شمارهٔ ۱۵۴ سری که دید؟ که در پای دلستانی رفت
  35. غزل شمارهٔ ۱۵۵ مرا حدیث غم یار من بباید گفت
  36. غزل شمارهٔ ۱۵۶ شبی به ترک سر خویشتن بخواهم گفت
  37. غزل شمارهٔ ۱۵۷ زمانی خاطرم خوش کن به وصل روی گل رنگت
  38. غزل شمارهٔ ۱۵۸ ای عید روزه‌داران ابروی چون هلالت
  39. غزل شمارهٔ ۱۵۹ زهی! شب نسخه‌ای از زلف و خالت
  40. غزل شمارهٔ ۱۶۰ سرشک دیده دلیلست و رنگ چهره علامت
  41. غزل شمارهٔ ۱۶۱ ای سر تو پیوسته با جان، ز که پرسیمت؟
  42. غزل شمارهٔ ۱۶۲ هر کسی را می‌نوازد لطف و خاطر جَستنت
  43. غزل شمارهٔ ۱۶۳ گفته بودم با تو من: کان جا نباید رفتنت
  44. غزل شمارهٔ ۱۶۴ ای ماه سر نهاده از مهر بر زمینت
  45. غزل شمارهٔ ۱۶۵ ای طیرهٔ شب طرهٔ خورشید پناهت
  46. غزل شمارهٔ ۱۶۶ بد میکنند مردم زان بی‌وفا حکایت
  47. غزل شمارهٔ ۱۶۷ ای شب تیره فرع گیسیویت
  48. غزل شمارهٔ ۱۶۸ بیا، که دیدن رویت مبارکست صباح
  49. غزل شمارهٔ ۱۶۹ روزم خجسته بود، که دیدم ز بامداد
  50. غزل شمارهٔ ۱۷۰ باز بالای تو ما را در بلا خواهد نهاد
  51. غزل شمارهٔ ۱۷۱ هیچ اربه صید دلها در زلف تابت افتد
  52. غزل شمارهٔ ۱۷۲ ز هجر او دل من هر زمان به دست غم افتد
  53. غزل شمارهٔ ۱۷۳ چون بگذری دلم به تپیدن در اوفتد
  54. غزل شمارهٔ ۱۷۴ یاد تو ما را چو در خیال بگردد
  55. غزل شمارهٔ ۱۷۵ کجا شد ساربانش؟ تا دلم را تنگ در بندد
  56. غزل شمارهٔ ۱۷۶ عشق و درویشی و تنهایی و درد
  57. غزل شمارهٔ ۱۷۷ هر دم از خانه رخ بدر دارد
  58. غزل شمارهٔ ۱۷۸ دلی، که میل به دیدار دوستان دارد
  59. غزل شمارهٔ ۱۷۹ شاهد من در جهان نظیر ندارد
  60. غزل شمارهٔ ۱۸۰ حال دل پیش که گویم؟ که دل ریش ندارد

متن اشعار به نقل از گنجور.