پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۴

ز ما بودی، جدا بودن روا نیست

یکی گفتی، دویی کردن سزا نیست

وجود خود ز ما خالی مپندار

که نقش از نقشبند خود جدا نیست

سرایی ساختی اندر دماغت

که غیر ار خواجه چیزی در سرا نیست

بنه تن بر هلاک، از خویش بینی

که درد خویش بینی را دوا نیست

چو خودرایان به خود جستی تو، مارا

غلط کردی که: بی ما رهنما نیست

کسی کو از هوای خویش بگذشت

مبر نامش، که مرغ این هوا نیست

اگر زان بی‌نشان جویی نشانی

به جایی بایدت رفتن که جا نیست

درین بستان ز بهر سایهٔ سرو

طلب کن سدره‌ای، کش منتها نیست

مبین، ای اوحدی، غیر از خدا هیچ

که چون واقف شوی غیر از خدا نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۶ای مدعی، دلت گر ازین باده مست نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۷چه دستها، که ز دست غم تو بر سر نیست؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۸ای آنکه پیشهٔ تو به جز کبر و ناز نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۹هم خانه‌ایم، روی گرفتن حلال نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۰گر سری در سر کار تو شود چندان نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۱عاشقان صورت او را ز جان اندیشه نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۲با من از شادی وصل تو اثرِ چیزی نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۳جنبیدن این پرده دل افروز گواهیست
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.