پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۳

جنبیدن این پرده دل افروز گواهیست

کندر پس این پرده پر از عربده ماهیست

بر صورت این پرده بزرگان شده حیران

وین خرده ندانسته که: در پرده چه شاهیست؟

این پرده به تلبیس کجا دور توان کرد؟

هر موی برین پرده جهانی و سپاهیست

ای آنکه درین پرده شما راست مجالی

زان پرده به در هیچ میابید، که چاهیست

این پرده نشین چیست؟ که ما را غرض امروز

بر صورت بی‌صورت این پرده نگاهیست

ای کوه بلا بر دل عشاق نهاده

آن پرده برانداز، که صد پرده به کاهیست

مطرب، تو بدین پرده که ما را بزدی راه

بنواز دگر باره، که خوش پرده و راهیست

آواز کسی راه در این پرده ندارد

هرگز،مگرآن نغمه که پشتی و پناهیست

زنهار!که تا دست طمع باز نگیری

از دامن این پرده، که پشتی و پناهیست

ای اوحدی، از در طلب خط نجاتی

روی از خط این پرده مپیچان، که گناهیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۵در خرابات عاشقان کوییست
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۶گو: هر که در جهان به تماشا روید و گشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۷دوش چون چشم او کمان برداشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۸مگر پیر سجاده حالی نداشت؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۹نگر: مگرد گر آن سر و سیم بر بگذشت؟
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۰تا لعل باده رنگ تو شکرفروش گشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۱ای حلقه کرده دلها در حلقهای گوشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۲دیگر آن حلقه و آن دانهٔ در در گوشت
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.