پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۵

در خرابات عاشقان کوییست

وندرو خانهٔ پریروییست

طوق‌داران چشم آن ماهند

هر کجا بسته طاق ابروییست

به نفس چون نسیم جان بخشد

هر کرا از نسیم او بوییست

ورقی باز کردم از سخنش

زیر هر توی آن سخن توییست

من ازو دور و او به من نزدیک

پرده اندر میان من و اوییست

سوی او راهبر ندانم شد

تا مرا رخ به سایه و موییست

اوحدی، با کسی مگوی دگر

نام آن بت، که نازکش خوییست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۷دوش چون چشم او کمان برداشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۸مگر پیر سجاده حالی نداشت؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۹نگر: مگرد گر آن سر و سیم بر بگذشت؟
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۰تا لعل باده رنگ تو شکرفروش گشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۱ای حلقه کرده دلها در حلقهای گوشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۲دیگر آن حلقه و آن دانهٔ در در گوشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۳در فراق تو مرا هیچ نه خوردست و نه خفت
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۴تا بر دوست بار نتوان یافت
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.