پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۷

دوش چون چشم او کمان برداشت

دلم از درد او فغان برداشت

حیرت او زبان من در بست

غیرتش بندم از زبان برداشت

بنشینم به ذکر او تا صبح

صبح چون ظلمت از جهان برداشت

مطرب آن نغمهٔ سبک برزد

ساقی آن ساغر گران برداشت

می و مطرب چو در میان آمد

بت من پرده از میان برداشت

چون بدید این تن روان رفته

بنشست و قلم روان برداشت

از تنم رسم آن کمر برزد

وز دلم نسخهٔ دهان برداشت

جان و جانان چو هر دو دوست شدند

تن آشفته دل ز جان برداشت

بر گرفت از لبش به زور و بزر

همه کامی که می‌توان برداشت

اوحدی را چو زور و زر کم بود

دست زاری بر آسمان برداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۹نگر: مگرد گر آن سر و سیم بر بگذشت؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۰تا لعل باده رنگ تو شکرفروش گشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۱ای حلقه کرده دلها در حلقهای گوشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۲دیگر آن حلقه و آن دانهٔ در در گوشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۳در فراق تو مرا هیچ نه خوردست و نه خفت
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۴تا بر دوست بار نتوان یافت
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۵آن ستمگر، که وفای منش از یاد برفت
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۶چه شد آن سرو سهی؟ کز لب این بام برفت
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.