پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۵

جز نقش تو در خیال ما نیست

جز با غمت اتصال ما نیست

شد روز من از غمت چو سالی

لیکن چه کنم؟ چو سال ما نیست

از زلف تو حلقه‌ای ندیدیم

کو در پی گوشمال ما نیست

از روی تو کام دل چه جوییم؟

گوش تو چو بر سؤال ما نیست

بار چو تو دلبری کشیدن

در قوت احتمال ما نیست

از خیل که‌ای؟ که بر رخ تو

زلفت همه هست و خال ما نیست

حال دل ما ز خویشتن پرس

زیرا که کسی به حال ما نیست

دل مرغ هوای تست، لیکن

راه هوست به بال ما نیست

گر سود کنم مرنج، کآخر

نقصان تو در کمال ما نیست

پیش رخ اوحدی چه نالی؟

کورا سر قیل و قال ما نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۷چه دستها، که ز دست غم تو بر سر نیست؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۸ای آنکه پیشهٔ تو به جز کبر و ناز نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۹هم خانه‌ایم، روی گرفتن حلال نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۰گر سری در سر کار تو شود چندان نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۱عاشقان صورت او را ز جان اندیشه نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۲با من از شادی وصل تو اثرِ چیزی نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۳جنبیدن این پرده دل افروز گواهیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۴عشرت خلوت و دیدار عزیزان شاهیست
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.