پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۶

ای مدعی، دلت گر ازین باده مست نیست

در عیب ما مرو، که ترا حق به دست نیست

بگشای دست و جان و دلت را به یاد دوست

ایثار کن روان، که درین راه پست نیست

با محتسب بگوی که: از قاضیان شهر

رو، عذر ما بخواه، که او نیز مست نیست

تا صوفیان به بادهٔ صافی رسیده‌اند

در خانقاه جز دو سه دردی پرست نیست

من عاشقم، مرا به ملامت خجل مکن

کز عشق، تا اجل نرسد، بازرست نیست

در مهر او چو ذره هوا گیر شو بلند

کین ره به پای سایه نشینان پست نیست

هر کس که نیست گشت به هستی رسید زود

وآنکس که او گمان برد آنجا که هست نیست

یک ذره نیست در دل مجروح اوحدی

کز ضرب تیر عشق برو صد شکست نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۸ای آنکه پیشهٔ تو به جز کبر و ناز نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۹هم خانه‌ایم، روی گرفتن حلال نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۰گر سری در سر کار تو شود چندان نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۱عاشقان صورت او را ز جان اندیشه نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۲با من از شادی وصل تو اثرِ چیزی نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۳جنبیدن این پرده دل افروز گواهیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۴عشرت خلوت و دیدار عزیزان شاهیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۵در خرابات عاشقان کوییست
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.